تبلیغات
مذهب رسمی در قانون اساسی - سه ایراد مذهبی به پیش نویس قانون اساسی از آیت الله مصطفی حسینی طباطبایی
 
مذهب رسمی در قانون اساسی
درباره وبلاگ


گلچینی از مطالب روزنامه اطلاعات سالهای1357و1358در مورد چگونگی درج مذهب رسمی در قانون اساسی

مدیر وبلاگ : رحیم آذرنوش
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پیش نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران چنانکه در جرائد منعکس گردیده حکایت از تلاشی می کرد که تدوین کنندگان آن مبذول داشته اند تا میان اساس اسلام و قانون اصولی آن و مقتضیات این عصر گرد آورند و قانون اساسی را با توجه به این توافق تهیه نمایند و حقا این تلاش در اکثر موارد به حق و صواب اصابت کرده و سعی تدویین کنندگان در این موارد مشکور است ولی در سه مورد به نظر رسید تسامحی روی داده و دقت کافی بکار نرفته است که ذیلا به انها اشاره می شود و امیدوارم که مورد توجه عموم و بویژه اولیای  امور مملکت و تدوین کنندگان این پیش نویس قرار گیرد :


1ـ در اصل 76 تصریح شده که رئیس جمهوری باید مسلمان و ایرانی الاصل و تابع ایران باشد کلمه مسلمان در این اصل هیچگونه قیدی ندارد (مانند مسلمان شیعی،یا مسلمان سنی و غیرهما) بنابراین رئیس جمهور می تواند شیعی یا سنی باشد . با توجه به این موضوع ملاحظه می شود که در اصل 82 ضمن سوگند نامه ای که رئیس جمهوری باید آنرا قرائت و امضا کند آمده است: با استعانت از خداوند و پیروی از پیامبر و ائمه اطهار علیهم السلام ، قدرتی را که ملت به عنوان امانتی مقدس به من سپرده است ، همچون امینی پارسا و فداکار نگهدار باشم . واضح است که مقصود از ائمه اطهار علیهم السلام امامان دوازده گانه شیعه امامیه می باشد که اهل سنت خود را موظف به پیروی بی چون و چرا از همه آنها نمی دانند ( آنگونه که خود را ملزم به پیروی از رسول اکرم r  می بینند ) و حتی وجود دوازدهمین امام از این بزرگواران یعنی امام غایب امامیه را نمی پذیرند ، اینک معلوم نیست یک رئیس جمهور سنی چگونه باید به پیروی از امامان شیعه (پس از پیروی از پیامبر خدا )‌سوگند یاد کند؟ آیا این سوگند نامه از هر رئیس جمهوری می خواهد به قید قسم تلویحا اقرار به تشیع بگیرد ؟

2ـ در اصل 51 و 82 ضمن سوگندی که رئیس جمهور و نمایندگان باید یاد کنند ، علاوه بر سوگند به خداوند متعال قسم به قرآن مجید و شرف انسانی نیز قید شده است. اساس سوگند خوردن یک امر دینی و شرعی است و در این باره باید تابع اوامر شرع بوده و چگونگی قسم خوردن را بر حسب دستور شرع معین نمود .

در شرع اسلام از سوگند خوردن به غیر خدا نهی شده است از طریق شیعه امامیه  از حضرت امام محمد باقر و امام صادق علیهما السلام آمده که فرموده اند : ( ان لللّه تعالی ان یقسم بماشاء  من خلقه و لیس خلقه ان  یقسموا الا به) یعنی خداوند حق دارد به هر چیزی از مخلوقات خود که خواست سوگند یاد کند ، ولی مخلوق حق ندارد جز به خدا به چیز دیگری سوگند یاد کند.( به تفسیر مجمع البیان اثر شیخ طوسی در سوره نازعات رجوع شود).

اهل سنت و جماعت نیز در کتب صحاح خود از پیامبر خدا روایت کرده اند که آن حضرت فرمود: ( من حلف بغیر الله فقد اشرک) یعنی: هر کس به غیر خدا سو گند یاد کند بی شک دچار شرک شده است . ( به صحیح ترمذی و مسند احمد بن حنبل و مستدرک خاکم رجوع شود) دلیل این شدت بیان هم واضح است زیرا در شرع اسلام قسم خوردن به منزله اشهاد یعنی گواه آوردن آمده بنابر این کسی که به خدا قسم می خورد در واقع خدا را بر صدق نیت و باطن خود گواه گرفته است و پر واضح است که هیچکس جز خدا آگاه از باطن و آشکار و درون و برون ما بطور دقیق نیست تا بتوان به او سوگند یاد کرد و وی را شاهد بر صدق باطن و نیت خود در همه احوال دانست، دلیل این تفسیر هم آن است که در موضوع لعان که زن وشوهر باید قسم بخورند. می بینیم که قرآن مجید از این سوگند خوردن به شاهد گرفتن خدا تعبیر کرده و فرموده است (فشهاده احدهم اربع شهادات با لله ...الخ) و فقهاء نیز تصریح فرموده -اند که آوردن هیچ نامی جز اسماء حسنای اللهی در لعان به عنوان سوگند اعتبار ندارد پس روشن شد که قسم خوردن در شرع اسلام مخصوص به نام خدا است و این که در میان ما به حضرت عباس علیه السلام و نان و نمکی که با هم خورده ایم و شرافت انسانی و نظایر اینها قسم می خورند ، این کار سوگند خالص شرعی محسوب نمی -شود ، بلکه از امور جاری در زبانها و رایج در عرف ماست که هیچ حکم شرعی را ایجاد نمی کند البته مردم به این امور از آن جهت قسم می خورند که اینها نزدشان محترم است و هر چند که این امر محترم اند ولی اعتبار قسم در شرع منحصر به محترم بودن چیزی که به ان سوگند یاد می کنند نیست بلکه قسم خورنده در واقع آنچه را که به ان قسم می خورد شاهد صدق نیت خود می شمارد و حاضر می شود که در صورت دروغ گویی ، عذاب و گرفتاری را از ناحیه آن حقیقت بر خود قبول کند و این مقام جز در خور حق تعالی نیست .

این راهم بگویم که خداوند حق دارد به هرمخلو قی که خواست سوگند یاد کند (چنانکه در حدیث امام باقر و صادق علیهما السلام  گذشت) زیرا در قسم خدا، اعتبار گواه آوردن بر صدق نیت و حاضر به عذاب شدن ،مورد نظر نیست بلکه صرفا اهمیت موضوع (مانند اهمیت نعمتهای خدا و آیات و آثار او) مورد اعتبار می باشد از این نظر می بینیم که در قرآن مجید به انجیر و زیتون هم سوگند یاد شده (والتین والزیتون) در صورتیکه قسم خوردن به انجیر و زیتون در هیچ محکمه شرعی ،حکمی را بر کسی ایجاد نمی کند ، و حقی را از کسی سلب نمی- نماید. و اعتبار شرعی ندارد، یعنی اگر هزار بار هم به انجیر و زیتون قسم بخورید که مثلا فلان کس دزدی کرده کمترین اثری در حکم محکمه شرع ندارد .

این ر اتوضیح دادم تا میان سوگند خدا و خلق تفاوت گذاشته شود . و آندو را با یكدیگر قیاس نكنند . باری چون رئیس جمهوری قرار است كه قسم شرعی یاد كند لذا از سوگندهای دیگری به نام غیر خدا در پیش نویس قانون اساسی قیده شده باید صرفنظر گردد و تنها به نام خدا كه مورد احترام و اشهاد همه خداپرستان عالم است باید اكتفا گردد .

3ـ در اصل 13 چنین آمده است كه دین رسمی ایران اسلام و مذهب جعفری است . به نظر من قانون اساسی جمهوری اسلامی باید منعكس كننده مفاد قرآن كریم باشد كه اساس و بنیاد اسلام را به خوبی نشان می دهد و در قرآن مجید نام آئین حضرت ختمی مرتبت r فقط اسلام قید شده كه ( ان الدین عند الله الاسلام ) و برای پیروان آن حضرت فقط نام مسلمین انتخاب گردیده است كه : هو سما كم المسلمین بنابراین روا نیست كه ما در قانون اساسی خود نام شرعی و قرآنی و خدائی را كم و زیاد نمائیم مگر نه این كه نامگذاری خدا بهترین نامگذاریها است ؟ و خدا جز اسلام و مسلمین نامی در قرآن بر این آئین و پیروانش ننهاده ؟

بعلاوه ، آن روزی كه ما از مردم برای جمهوری اسلامی رای گرفتیم بقید اسلامی بودن آن همه رای دادند نه بقید شیعه و سنی و گرنه لازم بود جمهوری شیعه مطرح شود و نه اسلامی . از همه اینها هم كه صرف نظر كنیم باید توجه داشته باشیم كه اختلاف شیعه و سنی یك اختلاف اساسی كه دین آنها را از یكدیگرر جدا كند نیست . بلكه یك اختلاف فرقه ای و در واقع مربوط به دو طرز تعبیر از مسئله امامت در اسلام است از همین جهت هر دو دسته مسلمانند . و در اساس اسلام با یكدیگر شریك اند ، از طرفی ما پیش نویس قانون اساسی برای جمهوری اسلامی تهیه كرده ایم ، نه پیش نویس قانون غیر اساسی . از این رو در قانون اساسی جز نام اسلام را آوردن و آن را ، بعنوان دین رسمی مملكت مقرر داشتن صحیح نیست ، بعد از تدین به اسلام بعنوان اساس عقیده ، شیعی به راه خود می رود و سنی به راه خود و جنگ و نزاعی هم ان شاء الله با هم ندارند ، مانند این كه ما انتظار داریم در یك كشور مسیحی كه فرقه های گوناگون مسیحی در آنجا زندگی می كنند در قانون اساسی ایشان فقط قید شودكه مذهب رسمی مملكت مذهب مسیحی است و آنگاه هر فرقه ای را به حال خود بگذارید . چرا كه اختلافات فرعی و فرقه ای در قانون اساسی نباید منعكس شود و جای آن در قوانین فرعی و منطقه ای است .

امیدوارم این تذكر كه بر طبق وظیفه شرعی و بمنظور دفع فتنه در شرائط حساس كشور نوشته شده مورد توجه دست اندركاران امور و عموم طبقات قرار گیرد . و موجبات وحدت و الفت میان مسلمین را فراهم آورد .

چهارشنبه 6 تیر ماه 1358





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 18 شهریور 1396 07:00 ق.ظ
Incredible! This blog looks exactly like my old one!

It's on a completely different topic but it has pretty much the
same page layout and design. Excellent choice of colors!
دوشنبه 16 مرداد 1396 06:30 ق.ظ
Hmm it seems like your site ate my first
comment (it was extremely long) so I guess I'll just sum it up what I wrote and say, I'm thoroughly enjoying your blog.
I too am an aspiring blog writer but I'm still new to the whole thing.
Do you have any tips and hints for inexperienced blog writers?
I'd certainly appreciate it.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر