تبلیغات
مذهب رسمی در قانون اساسی - پاسخی بر پاسخ حجت السلام متانت به نظریه آیت الله برقعی
 
مذهب رسمی در قانون اساسی
درباره وبلاگ


گلچینی از مطالب روزنامه اطلاعات سالهای1357و1358در مورد چگونگی درج مذهب رسمی در قانون اساسی

مدیر وبلاگ : رحیم آذرنوش
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

چرا ناآگاه بر یك مجتهد مبارز می تازید

در روزنامه اطلاعات دیدم حجت الاسلام متانت به بیانات آیت الله برقعی ایراد گرفته و ظاهراً مدعی شده است كه بیانات آیت الله برقعی را درك نكرده است حال آنكه ما عرض می كنیم جناب آقای متانت ، شما نباید خود را حجت الاسلام معرفی كنی و در مكاتبات بیاوری زیرا در اسلام پس از رسولان الهی ، هیچ كس حجت نیست ، نه حجت الاسلام و نه حجت الانام ، زیرا خدای تعالی در سوره نساء آیه 165 فرموده : رسلاً مبشرین و منذرین لئلا یكون للناس علی الله حجة بعد الرسل . یعنی خدا رسولانی را برای بشارت و انذار فرستاد تا اینكه برای مردم در مقابل خدا حجتی نباشد پس از آن رسولان . و اگر شیعه باشید امام صادق u در كتاب كافی در باب اول فرمود : برای خدا بر مردم دو حجت بیش نیست : یكی حجت باطنی كه عقل است و دوم حجت ظاهری كه پبغمبرانند . بنابراین شما و هر كس كه خود را حجت الاسلام می نامد از قرآن و اسلام بی خبر است و حال باید گفت شما با این ناآگاهی سزاوار نبود به یك مجتهد و عالم حقگو ایراد كنی این بنده چون دانستم آیت الله برقعی وقت جواب شما را ندارد لذا برای روشن شدن شما از معنی شیعه عرض می كنم كه شیعه دو معنی دارد یكی لغوی به معنی پیرو همانطور كه پیروان جنازه را مشایعین می گویند . حضرت رسول هم به این معنی فرموده شیعه علی هم الفائزون یعنی آنانكه پیرو علی بوده نام دیگری غیر از اسلام ندارند و به نام مذهب تفرقه نیاورند آنان رستگارند . این معنی صحیح و خود آیت الله برقعی از همین كسان است و خود را پیرو علی می داند و مانند جدش علی به وحدت و اتحاد دعوت می كند ، ولی در عوض به فحش و تهمت گرفتار شده است ولی مخفی نماند آنانكه خود را جعفری و یا اسماعیلی و یا شیخی و یا صوفی می نامند و حضرت علی را كه خود فرمود من تابع اسلام و دین خدا هستم و نه اصل و فرع دین و كسانیكه حضرت علی را تابع دین نمی دانند او و امامت او را از اصول دین نمی دانند ، از دشمنان آنحضرت اند نه از شیعه او . معنی دوم شیعه معنی اصطلاحی است كه نام و آرم فرقه یا فرقه ها و دسته هائی باشد ، این معنی در نظر خدا و رسول و قرآن مردود و مطرود است . این معنی دوم را هرگز رسول خدا قبول ندارد و به دسته بندی و ایجاد مذهب و تفرقه هرگز راضی نیست زیرا در قرآن فرموده : لاتكونوا شیعاً و فرموده : ان الذین فرقوا دینهم و كانو شیعاً لست منهم فی شئ .

آقای عزیز لفظ شیعاً كه در آیات تكرار شده جمع شیعه است یعنی شیعه ، شیعه ، شیعه نشوید . نه شیعه زید نه شیعه عمر ، شما نوشته ای : ( هر كس آشنائی به لغت عرب داشته باشد می داند شیعه به معنی فرقه ها و دسته ها است نه به معنی شیعه ) در این نوشته خود دقت كن تا بدانی كه شیعه به معنای شیعه نیست به معنی دسته هاست ، دیگر اینكه اولاً دسته ها جمع است و شیعه مفرد و مفرد را به معنی جمع گرفتن غلط است ، ثانیاً خیلی خوب ما قبول می كنیم به معنی فرقه ها و دسته ها و به اقرار شما خدا نهی كرده از فرقه ها و دسته های متعدد آیا شیعیان و حنفیان و شافعیان فرقه ها نیستند ؟ البته هستند و خدا نهی كرده ، و به قول شما ، فرموده اید دسته بندی نكنید و فرقه فرقه بشوید ، حال شما می گوئید فرقه فرقه بشوند ، می گوئید فرقه ها تشكیل دهند و ایجاد تفرقه كنند یا اینكه خیر ، همه متحد و یكدسته واحد بنام اسلام باشند ؟ شما به حضرت آیت الله برقعی ایراد كرده اید یا به قرآن ؟ قرآن می گوید ولاتكونو من المشركین من الذین فرقوا دینهم و كانوا شیعاً یعنی نباشید از مشركین از آنانكه تفرقه دینی ایجاد كرده و شیعه شیعه گردیدند . این سخن خدا است كه نهی از تفرقه كرده است . شما نوشته اید پس شیعیان و شافعیان و حنفیان بنابر این آیه مشرك اند .

جواب شما این است كه حضرت آیت الله برقعی نفرموده اینان مشرك اند ، بلكه میفرماید آن استعمارگران و تفرقه اندازان كه این تفرقه را ایجاد كرده اند حق نداشتند زیرا كسی حق ندارد در مقابل دین خدا ایجاد مذهب كند چرا كه تشریع دین و یا مذهب ، مخصوص خدا است و خدا است كه دارای صفت دَیَّان و مَنَّان و حَنَّان است . پس هر كس در این صفت دیانی شریك خدا گردد و هر كسی خود را در صفات و اسماء و افعال خدا شریك كند البته مشرك است ولی این شیعیان و شافعیان كه موجد این مذاهب نیسند ، بلكه كسانی دیگر این نامها و مذهب ها را در عوض نام اسلام بایشان گذاشته اند . نام و آرم الهی اسلام است كه خدا فرمود ان الدین عند الله الاسلام . پس شما توجه كنید و ناآگاه بر یك نفر مجتهد مبارز نتازید و تعصب مذهبی را كنار گذارید . شما نوشته اید آنانكه نام حنفی و شافعی و شیعه برای خود انتخاب كرده اند كار خوبی كرده اند یعنی خدا نام دین خود را اسلام گذاشته و مردم نامهای دیگری انتخاب كرده اند ! آیا نامگذاری دین و مذهب به اختیار خدا است یا مردم ؟ نوشته اید در كجای دین آمده كه خود را سید ابوالفضل بنامید . ما هم از شما می پرسیم كجای دین آمده كه شما حجت الاسلام متانت باشید ؟ آقای عزیز نام گذاری شخصی مربوط به دین نیست ولی نام دین و تشریح دین و قوانین آن مخصوص خدا ست . به اضافه حضرت آیت الله برقعی نام خود را سید ابوالفضل نگذاشته بلكه والدینشان این نام را بایشان گذاشتند و ایشان تقصیر ندارند . باور كنید كه نوشته شما صدها ایراد دارد كه فعلاً جای بحث آن نیست .

خسرو شباتی

دوشنبه 18 تیرماه 1358





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 27 شهریور 1396 03:37 ب.ظ
Good information. Lucky me I ran across your website by chance (stumbleupon).

I have book-marked it for later!
پنجشنبه 2 شهریور 1396 07:33 ق.ظ
Today, I went to the beachfront with my kids. I found a sea shell and gave it
to my 4 year old daughter and said "You can hear the ocean if you put this to your ear." She put the shell to her ear and screamed.

There was a hermit crab inside and it pinched her ear.
She never wants to go back! LoL I know this is completely off topic but I had to
tell someone!
سه شنبه 17 مرداد 1396 11:42 ق.ظ
Howdy very nice site!! Man .. Beautiful .. Superb .. I will bookmark your blog
and take the feeds also? I'm glad to find a lot of useful information right here in the publish,
we'd like develop more strategies in this regard, thank you for sharing.
. . . . .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر