تبلیغات
مذهب رسمی در قانون اساسی - چرا امام صادق دعوت ابومسلم را نپذیرفت ؟!
 
مذهب رسمی در قانون اساسی
درباره وبلاگ


گلچینی از مطالب روزنامه اطلاعات سالهای1357و1358در مورد چگونگی درج مذهب رسمی در قانون اساسی

مدیر وبلاگ : رحیم آذرنوش
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

شناخت و پیش داوری عموم مطلعین از تدوین كنندگان قانون اساسی این بود كه آنان در این مهم ، روشن بینی ، هدایت و ارشاد نبوی كمال و وحدت اسلامی را در نظر بگیرند . و البته بلافاصله اضافه می كنم كه اشتباه نشود ، كسی دعوت به سنی گری و وهابیگری و اینگونه اتهامات دیرینه استماری نمی كند ، بلكه دعوت مترقی شیعه را چیزی جز اسلام علی ، فاطمه و امام صادق علیهم السلام نمی داند . بنابراین بهتر است بیائیم تمام كلمات آن بزرگواران را جستجو كنیم ، اگر نشانه ای از این دعوت به سوی تحزب و تجزیه یافتیم ؟ امیرالمؤمنین u بیست و پنج سال در خانه نشست ، شمشیر از غلاف نكشید كه بین مسلمانان تفرقه نیافتد و امام صادق دعوت ابومسلم را نپذیرفقت كه دنیای اسلام دستخوش ملیت خواهی های مختلف نگردد . یك مرور سیاسی به زندگی و تلاش تمام ائمه به خوبی نشان می دهد كه آنان به سادگی قدرت دست یافتن به حكومت را با این معیارها و معانی سیاسی ( كه هدف فقط موفقیت حكومت است ) داشتند . و در این راه زجر ، شكنجه ، حبس تبعید و شهادت و محرومیت ها را به جان خریدند تا مبادا در حركت عمومی مسلمین شكاف و اختلافی بیافتد . تاریخ گواهی می دهد كه در بسیاری از نقاط جهان اسلام آن روز ، ائمه ما می توانستند با بر افراشتن پرچم شیعه ، حكومتی دایر كنند ولی همواره از این كار احتراز داشتند حتی نهضت علویون كه خمیر مایه و اساس دعوت شیعیان و پیروان اهل بیت را تشكیل می دهد ، و به تحقیق از صدیق ترین و خونبارترین قیامهای تاریخ بشری محسوب می شود ، هرگز دعوت به حكومت خاص شیعه ننمودند بلكه رسالت و شهادت خود را برای بیداری و نجات امت اسلام عرضه كردند . بنابراین من نمی دانم كه ما چرا در موقع حرف و ادعا ، روشنفكرانه ترین و مترقی ترین حرفها را می زنیم ، اما موقع عمل یكباره تسلیم ارتجاع و انحطاط می شویم ؟ گفتارها و سخنرانیهای برادرم آقای خامنه ای را در عاشورای روزگار خفقان و بیداد هرگز از یاد نمی بریم .

آن گفتارها را می توان سرفصل یك بینش صحیح و جدید و مترقی از دعوت شیعیان و پیروان اهل بیت و در حقیقت معرفی اسلام راستین دانست ، در گرما گرم جنگ ولایتون و اتهامات واهی آنان ، در خدمت جناب آقای منتظری در زندان بودیم كه ایشان روایتی از كافی برای ما خواندند و این طور تفسیر كردند كه این حضرات اگر براستی دوستدار ائمه اهل بیت باشند تازه به مودت اهل بیت گرویده اند نه بولایت .

امام u در این روایت چنان معنی جالبی از ولایت كرده است كه با آنچه این مدعیان آن روز و امروز می گویند دنیائی فاصله دارد . آقای منتظری اضافه می كردند مودت و دوستی اهل بیت را آن چنان كه این آقایان مدعی اند ، دیگر فرقه های اسلامی كمتر از ما ندارند . دعوا ، دعوای ولایت و حكومت است كه هنگام چوب خوردن ، اهانت ، تحقیر ، زندان و شكنجه و تبعید و تمام مصایبی كه بر سعیدی و غفاری رفت ، همه آنها ساكت می شوند ، اما موقع تقسیم غنیمت و ادعای سهم كردن از سلمان ، ابوذر و عمار شیعه تر می گردند .

ما آمده ایم ادعا بزرگی نه تنها به جهان اسلامی عرضه كرده ایم ، بلكه مردم گیتی را به نجات و فلاح و رستگاری انسانی نوید داده ایم ، آیا این تنگ نظریها با این ادعاها سازگار است ؟ آنها كه در دوحمیت دارند و در دگرگونی این اوضاع سهم داشتند ، یك لحظه به خود بیایند و ببینند دارند چه می كنند و آنهمه زیبائی و وسعت نظر و جهان بینی را چگونه به محدودیت و انزوا مبدل می سازند ؟

اگر حرفهای این جور و این باشد هرگز حق نداریم ادعای كنتم خیر امة اخرجت للناس ... داشته باشیم و پرچم دعوت به وحدت راههم بدوش بكشیم . سالهاست مخصوصاً در دو سال اخیر از زبان رهبرمان دعوت و برگشت به اسلا 1400 سال پیش ، اسلام رسول خدا و امیرالمؤمنین را بشارت داده و از گفتار و حركتمان خط ایدئولوژی اسلام را ترسیم كرده ایم ، آن وقت حالاكه وقت نتیجه گیری و پیاده كردن است راه بی اعتنائی به حقوق سایر ملل اسلامی را پیش گرفته ایم ، باز از یاد نبریم كه با ارائه این نوع شناخت از ایدئولوژی ، هیچگونه اشكالی در متابعت و پیروی ما از فقه ائمه خودمان پیش نمی آید . با یك برداشت توحیدی از اسلام ، مسلمین را امة واحدة خواهیم دانست كه در نهایت ، زیر یك پرچم و یك حكومت با داشتن آزادی عمل در پیروی از فقه ائمه علیهم السلام در جهان بزرگ اسلام مانند سایر فرق ، زندگی خواهیم كرد .

از طرفی ، من از شما ، یعنی آقایان فقهای خیرخواه منصف ، نیك اندیش و راستگو می پرسم این توضیح المسائلی كه شما در دسترس ما گذارده و تمام امتیازات شیعه را به آن خلاصه كرده اید ، یا دیگر دعوتهای اخلاقی كه از ناحیه سایر حوزه ها و علمای شیعه بصورت جزوه و رساله در دسترس است ، چه مباینتی با شكل سیاسی حكومت اسلامی دارد ؟ اگر ما در قانون اساسی بنویسیم دین حكومت ایران شریعت انور اسلامی ، است به كجای این رسالت و محتویات آنها صدمه می خورد ؟ این بلائی است كه از زمان صفویه به این طرف سرما آورده اند و متاسفانه همه جا هم غالب بزرگان شیعه روی ضعف یا مصلحت با سلاطین و حكام مناسبات حسنه داشته اند ...

علی بابائی

یكشنبه 24 تیرماه 1358





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 27 شهریور 1396 08:37 ق.ظ
I couldn't refrain from commenting. Very well
written!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر